فخر الدين الرازي

مقدمه 20

شرح الاشارات والتنبيهات

جواب « أىّ شئ هو ؟ » يكى باشد ، زيرا « شيئيّت » از عوارض وخارج از ذات ماهيّت مورد سؤال مىباشد ، پس سائل با « أىّ شئ هو » چيزى ورأى شيئيّت را سؤال مىكند . بنابراين أو خواستار تمام مقوّمات ماهيّت است كه در پاسخ سؤال « ما هو ؟ » مىآيد « 1 » . پس پاسخ سؤال « أىّ شئ هو ؟ » وسؤال « ما هو ؟ » يكى است وتعريف فصل ، حدّ تام را هم شامل مىشود ومانع اغيار نيست . يعنى وقتي كسى از ماهيّتى با « أىّ شئ هو ؟ » سؤال مىكند ، « شيئيّت » آن شئ را مىداند و « شئ بودن » يا « موجود بودن » آن چيز در نزد أو معلوم ومسلّم است ، وبنابراين به دنبال ذاتي است كه آن ماهيّت مورد سؤال را از ديگر ماهيّت‌هائى كه در « شئ بودن » يا « موجود بودن » با أو مشتركند جدا سازد . واين سؤال را هم مىتوان با فصل پاسخ داد ومثلا گفت : آن ماهيّت « ناطق » است ، وهم مىتوان اين سؤال را با حدّ تام جواب داد وگفت : « حيوان ناطق است . » ودر هر دو صورت سائل پاسخ خود را دريافت كرده وآن ماهيت از مشتركاتش جدا وممتاز خواهد شد . پس چون در پاسخ از سؤال « أىّ شئ هو ؟ » علاوة بر فصل ( يعنى ناطق ) ، حدّ تام ( يعنى حيوان ناطق ) هم مىتواند بيايد پس تعريف فصل به : « ما يقال في جواب أىّ شئ هو ؟ » مانع اغيار نيست . امّا خواجة نصير الدين طوسي اشكال فوق الذّكر را وارد ندانسته ودر مقام تبيين ودفاع از تعريف ابن سينا از فصل مىگويد : گاهى هدف از پرسش بالفظ « أىّ » آن است كه چيزى به طور عامّ از همهء أشياء جدا وممتاز گردد ، واين در وقتي است كه « أىّ » به « شئ » وهمانند آن ( مانند « موجود » ) اضافه گردد وگفته شود : « أىّ شئ هو ؟ » . وگاهى هدف از پرسش با لفظ « أىّ » آن است كه چيزى به طور خاصّ از بعضي أشياء خاصّ جدا وممتاز گردد ، واين زماني است كه مضاف إليه « أىّ » چيزى أخصّ از « شئ مطلق » باشد ، و ( به جاى « أىّ شئ هو ؟ » ) مثلا گفته شود : « أىّ حيوان هو ؟ » ، وغرض شيخ الرئيس از به كار بردن لفظ « وجود » و « شئ » در اينجا شمول همهء اشيائى است كه امتياز وجدائى از آنها سؤال مىشود ، بدون آنكه ملاحظه شود كه « وجود » و « شيئيّت » عارض بر ماهيّات آنها است ( يا مقوّم آنها ) ، آن گونه كه فاضل شارح از كلام شيخ فهميد ( وپنداشت كه لفظ « وجود » و « شئ » در سؤال « أىّ شئ هو ؟ » يا « أىّ موجود هو ؟ » براي تمييز ماهيّت مسؤول عنه از تمام أموري است كه شيئيّت يا وجود عارض بر آنها است وگفت : پس پاسخ آن چيزى جز تمام

--> ( 1 ) - عبارت فخر رازي اين است : « وهيهنا سرّ وهو أنّ جواب ما هو وجواب أىّ شئ هو واحد ، لأنّ الشّيئيّة من قبيل العوارض لا من قبيل المقوّمات ، والطّالب بأىّ شئ يطلب ما وراء الشيئيّة ، فهو إذن طالب لكلّ المقوّمات الّتى هي المطلوبة بما هو . » ( همين كتاب ؛ ص 9 - 98 )